ياكوب ادوارد پولاك ( مترجم : كيكاووس جهان دارى )

339

سفرنامه پولاك ( ايران و ايرانيان ) ( فارسى )

شركت جويد . اما آن‌طور كه ايرانيان با اين اسب رفتار مىكنند باعث مىشود كه نژادش منحط گردد . به اين ترتيب نافرمان و كندذهن مىشود و در دشتهاى ناهموار و بخصوص سربالائى به زحمت مىتوان از آن سوارى گرفت . نيمى بيش از اسب عربى عليق مصرف مىكند و اغلب به زكام و ساير بيماريها دچار مىآيد . صرف‌نظر از اينها اسبهاى تركمن براى سواريهاى مجلل و تشريفاتى از ميان خيابانهاى شهر خيلى مورد توجه بزرگان ايران است ، در جشنها و نمايشهاى مذهبى اين اسبها را كه سخت آراسته‌اند به عنوان « يدك » دور مىگردانند و در مسافرتهاى حكام ، شاهزادگان و سفرا ، پيشاپيش كاروان در حركتند . از اختلاط نژاد تركمن و نژاد عربى نتيجه‌اى خوب حاصل مىشود . 3 . اسب كردى اصيل محسوب نمىشود ، اما از بسيارى جهات به نژاد عربى نزديك است و ظاهرا از آميزش اسبهاى عربى و محلى بدست آمده و از نظر قدرت كار ممتاز است . 4 . اسبهاى قره‌باغى از ولايت روسى - ايرانى قره‌باغ كه كوتاهى و چهارشانگى نشانهء آنهاست . سينه‌اى پهن دارند و دست و پاهائى استوار كه آنها را سخت مقاوم و پرنفس كرده است ؛ در نتيجه قيمت آنها زياد است . 5 . اسبهاى بومى ايرانى كه به آنها « يابو » مىگويند ظاهرى نادلپذير دارند ؛ اما در عوض خستگى نمىشناسند . جاده‌هاى كوهستانى پرشيب را با چابكى بز كوهى زيرپا مىگذارند و به مختصر تيمارى مىسازند . اغلب اسبهاى ايرانى بسيار خوب « يورقه » مىروند ؛ گامهايشان نرم و تاب‌دار و در عين حال چنان سريع است كه حيوانات ديگر فقط با چهارنعل خفيف مىتوانند به پايشان برسند . يابوها قسمت غير قابل اجتناب و ضرورى كاروان را تشكيل مىدهند ؛ نوكران بر آنها سوارند و گاهى دو نفر بر يك رأس يابو مىنشينند يا انواع و اقسام اثاث منزل و وسايل چادر را بر آنها بار مىكنند . همراه هر اسب نجيبى يك يابو هم هست كه در واقع خدمت او را مىكند و جلها ، لوازم زين و برگ و لوازم اصطبل را بدنبال مىكشد . يكى از انواع نژاد ايرانى ، اسب سواحل خزر است كه براى آن سرزمينهاى باتلاقى كه هيچ حيوان باركش ديگرى تاب مقاومتش را ندارد ارزشى غير قابل تخمين واجد است ، زيرا درحالىكه با هر قدم به باتلاق فرو مىرود باز با پشتكار و دلاورى از ميان جنگل و بوته‌زارها راه مىگشايد . اين نوع اسب نمىتواند در نقاط مرتفع دوام بياورد و عكس آن نيز صادق است يعنى اينكه اسبهاى جلگه در مناطق كم‌ارتفاع و مرطوب از بين مىروند . فقط معدودى ايلخى وجود دارد كه اغلب مخارج آنها را شاه مىپردازد . از اين قبيلند ايلخى لار و ايلخى سلطانيه . براى حفاظت هر كره اسبى جلى

--> خود چه كرده‌ام . ماجرا را برايش شرح دادم و وى در جواب با لحنى نصيحت‌آميز گفت : « بد كردى كه اسبى به اين قشنگى را به اين قيمت ناچيز فروختى . خيلى بيشتر از اينها مىارزيد و در آن ماجرا هم وى درست همان كار را كرده كه به وى آموخته بوده‌اند . »